دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

404

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

فصل به ثبوت رساندن دست‌كم سه سبك همزيست دوران صفوى و نيز كردوكار عمارتى است كه مىبايد مورد استفاده قرار مىگرفت ( چه عمارت مذهبى ، كاخ مانند و چه عمارات ديگر غيرمذهبى ) . تعريف سبك صفوى در قلمرو معمارى مذهبى ، بويژه با توجه به اشتياق حاميان صفوى براى مرمت و گسترش آثار و ابنيه سابق ، مشكلاتى را پيش‌رو مىنهد . اين تغييرات در كتيبه‌هايى كه از آنها ذكر مىكند بطور مفصل ثبت‌نشده و خشت موزائيك ( كه در نظر اول وسيله‌اى براى تاريخگذارى است ) به سبب توازن و تعادل درونى مصالح در مسائلى چون تكنيك و رنگ‌گزينى ، وسيله‌اى كاملا گمراه‌كننده است . بررسى دقيق طرحهاى بكاررفته ، در آرايه دوره صفوى مثل آرايه صدر اسلام ، به شناسايى تغييرات كوچك ولى مهم در زمينه عناصر كاملا نمونه‌اى مىانجامد و اين تغييرات مىبايد در يك چارچوب سالشمارانه قرار گيرد « 1 » . با فقدان كتيبه‌ها ، بعضى از نمونه‌هاى آرايه آجرى و گچى ، نقاشى ديوارى و بالاتر از همه كاشيهاى منقوش زيرلعابى مربع شكل و موضوعات متنوع آنها ، سرنخهاى مفيدى براى تاريخگذارى هستند . امّا شباهت نزديك گنبدهاى تزيينى مسجد شاه و مدرسه مادر شاه يادآور گره‌هاى كاربرد آرايه در امر تاريخگذارى است . جاى شگفتى نيست كه نام « صفوى » در زمينه معمارى مذهبى به صورت صفت مشترك آثارى درآمد كه بين سده‌هاى نهم / پانزدهم و چهاردهم / بيستم پديدآمده و بدين نام متصف شده‌اند . تعريف معمارى كاخهاى « صفوى » دست‌كم چند مشكل به دنبال دارد ؛ از اين كاخها كمتر از ده كاخ باقىمانده كه اكثر آنها در اصفهان است و تاريخ آنها را مىتوان از كتيبه‌هاى آن‌ها و يا منابع تاريخى دريافت . معمارى سست و متظاهرانه و طرح باغات و تزيين آنها و بازتابهائى از هنرهاى صناعى در كاخها ، بدانها نوعى شخصيت و فرديت متمايز بخشيده است . سرانجام اصطلاح « صفوى » اغلب به نادرست براى توصيف رشته وسيعى از عمارات غيرمذهبى و غيركاخى به كار رفته است . دامنه نوآورى در بعضى از اين ابنيه يعنى سدها ، كفترخانه‌ها ( برجهاى كفتر ) ، آب‌انبارها ، يخچالها ، محدود بود . در بررسى پلها و كاروانسراهاست كه مىتوان سبك غيرمذهبى متمايز صفوى را با اعتنايى بيشتر پيگيرى كرد . امّا تاريخگذارى اين بناها بسيار مشكل است . اينها كه فاقد هر نوع آرايه و خطاطى هستند ، تقريبا سادگى خشك

--> ( 1 ) - م . س . ديماند ، « مطالعاتى در زمينه آرايه اسلامى . I . بعضى از وجوه آرايه اموى و اوايل عباسى » در AI ، جلد 4 ( 1937 م . ) صص 337 - 293 .